نظرات | nazanin
ترتیب نمایش
درود به مهربد گرامی و دیگر عزیزان،
سپاس از ریویو کامل شما.. من هم وقتی روی پوست اسپری‌اش کردم دقیقا یه حالت بوزیِ تند و چوبی ادویه ای_ هربال داشت اما امان از وقتی که روی پارچه در رطوبت متعادل حمام تاریک اسپری بشه.. از زیبایی‌ش اشک‌ام درومد.. یک پارچه‌ی نخیِ کدِر با سطحی ناهموار و تراکم متناسب! این اکسیر در هوای مرطوب چرخید و همراه با مولکول های هوا نشست بر جان این پارچه.. انگار هنگام غروب پا گذاشته باشم به جنگلی مه‌آلود، سراسر سبز و تیره که تازه اونجا بارون خورده باشه اما به مدت کوتاه.. یعنی اون رطوبت باران به خوردِ درختان و خاک و ریشه نرفته باشه و تنها لمسی باشه از قطرات شبنم؛ همراه یک رایحه چوبیِ تُند، گیاهی و سبز و گِلی.. بوی تنه و شاخه و برگ و ریشه ی درختان یکجا رفت توی بینیم و انقدر لذت بخش بود که دوست ‌داشتم حل بشم تو اون نیم متر پارچه یا همه‌ی پارچه رو بکنم توی بینیم😄
خلاصه این یکی هم از اون "عطرهای حمامی"ست ؛)
45 تشکر شده توسط : عبدالهی۱ Amir
Devotion
لینک به نظر 14 مرداد 1403 تشکر پاسخ به زهرا احمدی
زهرا خانم درود به تو،
کامل در مورد خودت توضیح ندادی :)
اما، یه چند تا عطر می‌نویسم برات و لطفا قبل خرید هر کدوم تستشون کن و در صورت علاقه خرید کن_
قبلش بگم که به نظر من لیرا به اون شخصیتی که نوشتی نمیاد اصلا.‌. اون دیگه خیلی شیرین و برون‌گراس:)
همچنین بوکت ایدل زیادی برای شما بد اخلاقه..
همین عطر رو مد نظر داشته باش_ Dolce and Gabbana, Devotion

Givenchy, L'interdit

Bijan VIP for women

Parfums de Marly Oriana

YSL Black Opium

Xerjoff Casamorati Gran Ballo

État Libre d'orange True Lust Rayon Violet de Ses Yeux

État Libre d'orange Remarkable People

Lancôme, La Nuit Trésor a la Folie
39 تشکر شده توسط : فاطمه حیدری عبدالهی۱
Megamare
لینک به نظر 3 مرداد 1403 تشکر پاسخ به مسیح صدیقی
با سلام و احترام،
دو تا عطر با طبع خنک و ماندگاری و پخش بوی خوب و کیفیت عالی:
TF, Grey Vetiver EDP*
Xerjoff, XJ 1861 Renaissance*

این‌ رو مد نظر داشته باشید:
Chanel Paris Edimbourg

فوژه‌های جذاب، رایحه صابونی_ باربرشاپی_ مرکباتی؛
خنک: MDCI Perfumes Invasion Barbare
معتدل: MDCI Perfumes Le Barbier de Tanger

دوتا از برند État libre d'orange؛ با احتیاط ! ؛) :
You or Someone Like You*

Sous Le Pont Mirabeau*
عطر دوم احتیاط خیلی بیشتر! برای شامه من رایحه مصنوعی داشت که خیلی حساسیت ایجاد کرد برام. اما، بعضا لذت برده‌اند از این عطر.. به همین دلیل براتون یاد داشت کردم.

Creed Green Irish*

و یک معتدلِ بسیار با کیفیت و شایسته:
Ormond Jayne, Montabaco Intensivo

فقط اینکه، عطرهای بالا اکثرا ماندگاری و پخش خوبی دارند.. در حد مگاماره نیستند اما بسیار قابل توجه اند.. عطر خنک یا سردی که در اون حد پرفورمنس داشته باشه سراغ ندارم متاسفانه..
57 تشکر شده توسط : عبدالهی۱ Perfumex
Prolixe
لینک به نظر 3 مرداد 1403 تشکر پاسخ به حامد حامد
سلام و عرض ادب
از همین لاین و برند هیستوریز د پرفیومز، عطرِ Irrévérent همون بافت مخملیِ پرولیکس رو داره در فضای انحصاری خودش که دوستش خواهید داشت..

BDK Parfums Gris Charnel Extrait فضای گرفته عودی میوه‌ای کرمی و بافت مخمل‌گون..

Tauer Perfumes Au Cœur du Desert که این رز محو خوشگلی داره.. در فضایی گرم و ثقیل!

*Imaginary Authors Memoirs of a Trespasser

*Oud for greatness, Initio Parfume Prives

*LV, Ombre Nomade

*TF, Oud Wood

*Serge Lutens, Écrin de Fumée

Serge Lutens, Fumerie Turque

Meo Fusciuni, Little Song

Aedes de Venustas, Cafe Tabac

این‌ها البته آنچنان فضای مشابه ندارند‌. اما بد نیست تست کنید؛ دوسشون خواهید داشت احتمالا..


46 تشکر شده توسط : عبدالهی۱ Perfumex
درود فراوان،
تونی‌آیومی، اورانگوتان دلبندِ زرجاف، که بود وُ چه کرد؟ (با صدای مسعود فروتن)
عذر می‌خوام اولش اینجوری شروع شد.
عرضم به حضورتون که من بچه اورانگوتان هارو خیلی دوست دارم. ولی فقط و فقط بچه‌هاشونو! :/
تونی‌آیومی اورانگوتانی‌ست بالغ ؛)
مِشکیِ یک‌دست.. کمی درتی و عرق‌کرده.. به معنای واقعی کلمه تُرش.. واقعا اگه این موجود خوراکی و یا نوعی تُرشی یا لواشکی می‌بود بلافاصله پس از مصرفش جای معده و پانکراس و صفرا، به نسبت سینوس زاویه‌ای که لوز‌المعده با خطِ مماس بر صفرا می‌سازد به نصف مساحتِ معده و در خلاف جهت عقربه‌های ساعت جا به جا میشد..! همینقدر شوربا شوربا!
گویا آخر شب‌ها هم معمولا ژولیده و مست تشریف داره وَ خیلی لذت‌ها می‌بره از این احوالات‌اش! غرق است در خوشی‌های میوه‌ای و شب و روز کارامل پارو می‌کنه از در و دیوارِ جیرگون خانه‌اش؛ و واسه اینکه دلِ دختر تو خونه که خانم وانیل باشه نگیره همراه با کَش، گلبرگ هارو شاباش وار می‌ریزه رو صورت و سیمای ایشون.. همینجوری غلتان در خامه و کارامل و میوه وُ همراستا با مدار استوا آخرین مَتّه از آغُلِ فوق‌سریِ زرجاف رو کِش رفته و فرو کرد تو مابقیِ! آنچه در جمجمه من بود.
من اول گذاشتمش در نمی‌پسند‌هایم.. رایحه رو هم پنج دادم، فقط هم به گل رویِ بعضی از فامیل‌های آدم حسابی اش.. ولی خواب به چشمم نیومد تا اینکه نظرم عوض شد!
ناگفته نماند؛ آخراش اومد اطوارِ بقیه هم‌خونه ای هاش رو در بیاره و یخورده معقول رفتار کنه، به همین جهت قدِ یک قاشق چای‌خوری مخلوط ادویه‌جاتِ تند و تیز رو ریخت توی یه بشقاب و داد دست من و با لودگیِ خاصی گفت بفرما؛ به وقتش آقا می‌شم نون اوور خونت میشم،، سنگین  می‌رم رنگین میام می‌خرم هرچی ناز داری برام :/ خب.. اوضاع رو بدتر کرد گمانم..!
یه لبخندِ مَکُش مرگِ ما، مقداری تَتو و زنجیر گردن و دستبند هم به تمام وجنات جناب مانکی بیفزایید..

سپس چه شد؟ با احترام به سلایق همه عزیزانم، رایحه‌ و کرکترش رو تا ابد نمی‌پسندم؛ ولی واقعا اول صبحی حسابی خندیدم :) به خودم و حرصی که اولش خوردم.. اون لجاجت و تنفر آنی.. این شوخ و شنگیِ تونی‌آیومی که باعث شد این جملات و کلمات‌و تو دقایقی سر هم کنم و در نهایت خودم لذت ببرم.. ساعدم رو هربار نزدیک بینیم ببرم بگم بابا تو دیگه چه جانور رو اعصابی هستی!
احتمالا جانوری که صد و هشتاد درجه با تو فرق داره اما میدونی گاهی و فقط گاهی میشه باهاش خوش گذروند ؛)


پی‌نوشت؛ بدون شرح: Xerjoff has left the group -_-
57 تشکر شده توسط : سینا جباری عبدالهی۱
Ganymede
لینک به نظر 31 تیر 1403 تشکر پاسخ به مجید مهربان
گنمید؛ شبیه به حسی نا‌معمول.. چون کسی که رها کردنش را توانی نیست اما رنج دارد نگاه داشتنش.. آن نقطه از تنگنا که می‌خواهی دوستش داشته باشی اما نمی‌توانی.. کلامی بازتاب نمی‌شود اما، هربار مُهرِ سکوت زخم‌هایت لب باز می‌کنند..!

درود و احترام جناب مهربان :) و سپاس فراوان از توجه و مهربانی شما به نوشته من :)
شاد و سلامت باشید🌹
39 تشکر شده توسط : عبدالهی۱ Mahmoudreza ganjali
'هارمونی' در جهان قدرتی بی‌همتا دارد و حرف اول را میزند؛ چون آهسته نجوا می‌کند و انسان، سخنانِ وزین شنیدن را دوست دارد..
اندیشه ثمره تفکر است و تماشا میوه‌ اقدام به نگاه. و صد عقل را وزنِ یک اندیشه نتوان کشیدن!
عمیق شدن در معنا، وحدت می‌آورد و در هر زمینه‌ و پیشه و حرفه ای، سببِ یگانگیِ اثر خواهد شد.
............................

عطر‌ها اغلب به جهان مُد متصل اند و پوشیدنِ اونها نیازمند رعایت یه سری مواردی‌ هست که در فشن هم این اصول حائز اهمیته!
مخاطب- موقعیت- رنگ و نوع پارچه- ارتباط و پرزنت..
با توجه به رایحه و نت‌ها، تگِ قیمت، نام برند، تبلیغات شکل گرفته برای عطر مورد نظر، رنگِ باتل، تست رایحه توسط خودتون روی پوست و پارچه در سرما و گرما و غیره؛ موارد بالا رو تشخیص بدید!
یعنی: کجا بپوشم؟ در چه موقعیتی و کنار چه افرادی؟ با چه لباسی؟ چه رنگی؟ چه جنس پارچه ای؟ این عطر رو می‌پوشم که من رو چطور پرزنت و توصیف کنه؟ آیا اصلا اون کرکتری که من از عطر انتظار دارم به مخاطب نشون بده در من میگنجه؟ و و و
با یه بررسی کوتاه و چند سوال و جواب قطعا به مقصد می‌رسید و با رعایت‌ نکات محاله بازخورد بد بگیرید! بهتون قول میدم!
باید یادمون باشه؛ همون‌قدر که عطر ها مارو کامل میکنن و ابعادی از شخصیت مارو بُلد و موَجه میکنن، ما هم باید برای عطرمون شخصیت قائل بشیم و همراه‌اش باشیم!
این‌ موارد، اجزای کوچکی اند که با چینشِ درست و به جا در کنار هم، یک کُلِ منظم وُ واحد رو تشکیل می‌دن که به اصطلاح بهش میگیم 'هارمونی'!
..........................

و اما :)
باریکلا به تام‌فورد که با عود‌ مینرال و رنگ‌بندی بطری و جاگذاری نت‌ها، این هارمونی رو رعایت کرده!
آراسته و متعادل و شفاف. و درسته؛ بر روی خط صاف حرکت میکنه و یکنواخته اما راه رفتن اش زیباست و بینی‌نواز :)
یک شروع اینسنسی بسیار انعطاف پذیر داره وُ نمک بارون میشه بینی‌تون قشنگ :) نمکِ خالص دریا، نه این سدیم‌کلرید های شیمیایی که فشار و میبرن تا بیست و آدم‌و تبدیل می‌کنن به تشنه‌ای سیراب ناپذیر :/
یک جریان گرمِ دلپذیر داره این نمک و خون‌و بر اندام کهربا به جریان می‌اندازه.. پودری- شیرین- بسیار لطیف و دل‌چسب.. سپس قدم‌هاش به حرکت در میان و غَلت می‌خوره تو ماسه‌های دریا به وقتِ یک بعد از ظهرِ تابستانی.. دستانش‌ رو مثل کاسه می‌بره توی دریا و حجم گُنگی از اون آبیِ عظیم رو دوان دوان با خودش حمل می‌کنه.. به کاج‌ای می‌رسه و شادمان از اینکه دریایی کوچک با خودش به همراه داشته، به دستانش نگاه و جز ردِ مرطوبِ خاک و ماسه چیز دیگری نمی‌بینه.. تکیه می‌ده به درخت، و نسیم برگِ کاج همونطور که نرم اشک‌هاش رو پاک میکنه، به خاطره‌ی یک جریان آبیِ خُنک با گونه‌های گرمِ کهربا و حلقه‌ی آفتاب گوش میده.. تا ساعت‌ها.. چندین و چند باره.. آرام و یکنواخت اما، زیبا...!

یونی‌سکس.. برای تابستان بر پارچه‌ لینن (خصوصا متراکم) خیلی خوب میشینه.. خاکی، قهوه‌ای، کاراملی، خردلی، عنابی، فندقی، سفید.. برای سرما هم بر چرم زیبا‌ست..
اکسسوری هم طبق معمول، مختصر.. لِس ایز مور یا همون زیبایی در سادگی‌ست ؛)
55 تشکر شده توسط : عبدالهی۱ آرمین پارسائیان
ای که چه شروع و میانه‌ی زیبایی داره و چه بیس نا‌امید کننده‌ای! روی پوست البته!
الان چند روزه دارم به این فکر می‌کنم که زمین چقدر رفتگر‌ها رو دوست داره! و اینکه اون جاروی چوبی و پیر و دستان پینه بسته چه رازهایی می‌تونن با خاک داشته باشن! به راستی اون صدای خِش خِش چه چیزی میگه و ما نمی‌شنویم!؟
دیروز به تابلوی "طلوع آفتاب" که نگاه می‌کردم و از رنگ نارنجیِ اون یاد لباس رفتگر و گفت‌‌و گوی زمین افتادم، یه نیت کردم و 1968 رو روی تابلو‌ام اسپری کردم! چنان اون ترکیبِ رنگ و رایحه بهاری به افکارم شاخ و برگ داد که یاد بخشی از گلستان سعدی افتادم و چون مسخ شده‌ها چند خطی نوشتم.. اون راز‌های سر به مُهری که از دلِ زمین بیرون آمده و 1968 دم گوشم زمزمه‌شان کرد! احتمالا و برای من ماموریت‌اش، تنها، همین بوده باشه و من نباید، در سازه‌ی به معنای واقعی 'مخروب'ِ پایه، دنبال چیز دیگری باشم! هرچند از تابلو ام خوشش اومد :) وَ بوی چوب و مواد با بوی 1968 در هم آمیخته و واسه خودش یه ترکیب بیسِ قشنگ درست کرد..

حال، بخشی از آن نوشته تقدیم به شما:

عطر خوش‌آمدِ بهار است وُ بامدادِ نیمه‌ی اردیبهشت!
اگر باری شنیده‌ باشی، فراشِ باد صبا را که فرش زمردین گسترانده وُ دایه بهار بنات و نبات در مهد زمین پرورانده است، نفس زیست می‌کنی به شکرانه لبخند به تماشای رازِ گِل و خاک با دستان پینه‌ بسته او..
دانه شبنم؛ شیرین، نرم، سُر خورد بر حلقه‌ی گُل تا چانه پایین رَوَد و ساقه جلا دهد به طراوت.. خوش خواند بُلبُل تا که از سینه‌ گل روید و گلستان شود خاطر ات به تپشِ قلبِ سرخ که مهر فزاید و مهر افشاند..! که نه گنج است و نه جنگ بقایِ آدمی بل، رگه قندی شیری، جاری بر رنج‌ِ مُشک و گرفتگی‌های ادویه‌ای..
بوی چوب از طلوع آفتاب برآمد! تخته شکافته وز خاک آب رویید!
چون زمین و زمان ریشه کرده‌ایم در اعماق پس واجب باشد پیشانی به شکوه بر خاک فرود آوردن بر فراز افق تا که طلوع را تماشا‌ ‌کردن وُ زان فنا باقی شدن...!


دیباچه، گلستان سعدی
غزل شماره ۵، دیوان حافظ
Sunrise, Claude Monet

53 تشکر شده توسط : عبدالهی۱ محسن
رُز گل‌آبی :) گلاب هم دیوانه‌ای ست برای خودش :)
سلام به شما،
یه پیشنهاد:
حمام که می‌رید‌، چراغ رو خاموش کنید.. چند شمع (در حدی که فضا از تاریکی مطلق در بیاد) روشن کنید، یک پارچه (رنگ روشن) جایی به دیوار آویزان کنید و این عطر رو بر اون اسپری کنید.. برید زیر آب سرد، سرتون را تا حدی زیر دوش ببرید تا آب کاملا از دو گوش شما رد بشه و صدایی جز حجمه آب رو نشنوید، و سپس در اون مکان تاریکِ طلایی پانصد سال رو نفس بکشید! قول می‌دم چنان لذتی ببرید که اندک تجربه کرده باشید!
اگر پنجره به بیرون اشراف داشته باشه و باران بباره که نگم چقدر دیوانه کننده میشه!
پس، موسیقی نمی‌خوایم؛ صدای آب، این رزِ مهجور ما رو بس است.. خانم گل‌آبی :)

یک شب که باران بسیار شدیدی می‌بارید بعد از رسوندن دختر خاله ام و بچه های شیرین‌اش به خانه، موقع برگشت چنان از خود بی خود شدم که گوشه خیابونِ نیمه‌خلوت کنار زدم و کفش هامو از پام کندم و پا برهنه طول خیابون‌و راه رفتم :) کفشم رو بدزدن؟ ماشینو ببرن؟ چه باک؟!
آن مستی با این مستی فرق دارد! لااقل می‌دانی از سرت نخواهد پرید...!

خلاصه؛ اعتماد کنید و امتحان! نه به قول من؛ بلکه به تمام آن پانصد سالی که در‌ دست توست! دوستش خواهی داشت..
سلامت باشید.
56 تشکر شده توسط : عبدالهی۱ کاوه
Fougere Royale 2010
لینک به نظر 2 تیر 1403 تشکر پاسخ به saeidrostami118
سلام😄
آقای رستمی من هنوز گاهی خواب گاسپار نوئه رو می‌بینم؛ معمولا چند تا آ چهار و یک مداد رو به روم روی یک میز قرار داره، ایشون هم با انگشت‌هاش مرتبا میزنه به میز و با اون چشم های عجیب و غریب خیره به من، به فرانسوی، میگه: پس میخوای فیلم‌نامه بنویسی واسم!
_آقا من که گفتم شکر می‌خورم دیابت‌اش هم نوش جونم..!
جناب رستمی شرمنده میکنید، محبت دارید واقعا :) ولی اگه روزی جمیع منتقدین و نویسندگان سینما هم ورود کنن به خوابم، بنده مجبورم ای‌دی شمارو بدم بهشون تا سراغتون بیان و سنگ‌هاشونو وا بِکَنَن😁
+که نوشته‌های نازنین‌و بخونم کافیه!؟ نه ممنون!!؟ که اینجوریااس! ای امان از دستِ بی‌نمک!
جمله آخر عالی بود؛ چقدر خندیدم😁😁
خدا حفظ کنه شمارو🌸
46 تشکر شده توسط : عبدالهی۱ Mehran

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2007 - 2025 Atrafshan