نظرات | TIMELESS
ترتیب نمایش
Sceptre Bronzite
لینک به نظر 16 مرداد 1403 تشکر پاسخ به مجید
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند این عطر براساس ماهیت خنکی که دارد، نسبت به عطرهای گرم از پراکنش کمتری برخوردار است. علاوه بر این، دمای محیط هم تاثیر زیادی برای پراکنش عطر دارد اما پیشنهاد می‌کنم هر موقع که خواستید این عطر را تن‌پوش کنید، تعداد پاف ها را بیشتر بزنید. در هوای خنک بهار پراکنش بهتری نسبت به تابستان دارد. فکر نکنم فیک این کار وجود خارجی داشته باشه، بنابراین خیالتان راحت باشد.
بهترین ها برای شما....
34 تشکر شده توسط : Jamal nazemi Farnoosh
Maahir Legacy
لینک به نظر 16 مرداد 1403 تشکر پاسخ به Horus
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند از مهر و همدلی شما سپاسگزارم. عطر لطافه ماهر نقره‌ای واقعاً رایحه‌ای جذاب در طبع خنک مرکباتی و خوشبوی عام پسند است که برای روزهای بهاری و تابستان، از بهترین گزینه هاست با ماندگاری خوب و پراکنش متوسط.
اما عطر الحمبرا سپتر مالاکایت رایحه‌ای متفاوت صمغی در طبع تقریباً گرم دارد که برای روزهای سرد یا خنک گزینه ی شایسته ای است با ماندگاری و پراکنش خوب. از منظر شخصی نمی‌توانم یکی را به دیگری ترجیح بدهم چون هر کدام در نوع خودشان واقعاً ارزنده هستند. اما همینقدر میگم که از عطر ماهر نقره‌ای فقط یک باتل موجود دارم در آرشیوم ولی از عطر الحمبرا سپتر مالاکایت سه باتل یعنی ۳۰۰ میل در آرشیوم نگه داشتم.
با آرزوی بهروزی و شادکامی برای شما و تمامی بزرگواران....
36 تشکر شده توسط : محمد حسین ازقند کاید امیر
Le Gemme Empyr
لینک به نظر 15 مرداد 1403 تشکر پاسخ به میلاد صادقی
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند جناب آقای صادقی بزرگوار، عطر بولگاری تایگار و سپتر برونزایت هر دو در طبع خنک هستند ولی میشه در پاییز و زمستان هم ازشون استفاده کرد. اما شخص خودم در پاییز و زمستان همیشه عطرهای گرم استفاده می‌کنم و عاشق فصل‌های پاییز و زمستانم.
بهترین ها برای شما دوست گرامی....
24 تشکر شده توسط : Farnoosh Mehran
در غبار تیره ی زمانه‌ها
در سپیدیِ امید جاده‌ها
در فضای هِق هِق شبانه ها
تو گِرِه گشای غُصه هایی......
آنان که از سپیدی قلب تو، سیاهی سیرت خویش را هویدا نموده‌اند همانند که در اعماق تاریکی از وجود خویش در جستجوی قطره نوری از تو هستند....که تو درست مقابل دیدگان بودی، بی آنکه آشکار شوی....
..................
از کارهای جذاب و قابل تامل برند لطافه با رایحه‌ای چوبی گلی در بستر چرم گیاهی و تقریبا گرم که شهدی تلخ اما در کناره‌های بسیار پنهان شیرین دارد. رایحه‌ای از یادآوری چای خشک سیاه که برای درک خاطره‌ی رایحه اش، سفرها باید کرد در این پهنای شرق.... شروعی فورانی از فلفل و شراب آلو که کمی تیز و گزنده است اما پس از حدود یک دقیقه روایحی از صمغ دود شده‌ی کندر با پوست درختان نازک اندام همراه می‌شوند که رایحه‌ای نفیس و خاص پسند را ارمغان می‌کنند. کل ماهیت رایحه برای شامه ی من یادآور عطرهای تلخ چوبی چایپری است، فلذا برای همگان شاید مورد پسند قرار نگیرد. اما شامه هایی که عاشق روایح چوبی چایپری هستند، به احتمال زیاد این عطر مورد پسندشان خواهد بود.
مناسب تن‌پوش آقایان در روزهای خنک با ماندگاری خوب و پراکنش متوسط در باتل بسیار زیبا با تصویر شماتیک سه بُعدی و برجسته روی باتل.
سپاس از همراهی بزرگواران..................
36 تشکر شده توسط : آروین کاتبی Farnoosh
Le Gemme Empyr
لینک به نظر 13 مرداد 1403 تشکر پاسخ به عرفان عباس آبادی
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند اگر نسخه‌های جدید الحمبرا ایمورتال تا این حد تغییر کرده است، پس نباید بخرید. من بولگاری تایگار را در آرشیوم دارم و سپتر برونزایت بسیار مشابه بولگاری تایگار است. به هر حال اگر مورد جدیدی پیدا کردم حتما باهاتون به اشتراک خواهم گذاشت.
بهترین ها برای شما....
25 تشکر شده توسط : Farnoosh علیرضا موسوی
Le Gemme Empyr
لینک به نظر 12 مرداد 1403 تشکر پاسخ به عرفان عباس آبادی
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند از همراهی و عنایت شما سپاسگزارم. برای این رایحه با محوریت زنجبیل، براتون عطر میسون الحمبرا سپتر برونزایت را پیشنهاد می‌کنم که با قیمت منصفانه، عطری شامه نواز را تجربه خواهید کرد. شایان ذکر است که عطر لطافه القیم نقره‌ای هم شباهت بسیاری به سپتر برونزایت (بولگاری تایگار) دارد با ماندگاری و پراکنش خوب.
هر دو عطر پیشنهاد شده دارای کیفیت خوبی هم در ماهیت رایحه و هم در پرفورمنس و هم در کیفیت باتلها و هارد باکس ها دارند. فلذا برای سلیقه ی من، از نظر اقتصادی ارزش خرید بالایی دارند. انشالله انتخابی شایسته داشته باشین.
بهترین ها برای شما......
24 تشکر شده توسط : Farnoosh Mehran
شاپرکی از لمس چشم‌های خیس در اتاقی تاریک که کنج دیواری از زندان زمان، تنها نور سفید بر انتظار عشق بود....
قاصدکی از شبانگاه های خاموش در صدای سکوت از سیاهه‌ی تنهایی در قلبی از نور که انتظار سایشی از صامت عشق را پناه بود....
.................................
سرآسیمه ای از صدای سپید در قلب بی صدای عشق که آوای تپیدنش تا آفاق معشوق در امتداد است...شروعی سرآسیمه از گزیدن سیب سبز آبدار در تراوشی از دمیدن پوست پرتقال که با نسیم شبنمی از گل‌برگ‌های رز همراه می‌شود تا رایحه‌ای از آوای عشق را قاصدک سازد. رایحه‌ای از آفاق انتظار عشق در صدای سکوت رود دل نازکی از مهر معشوق که تا پایان عمر عاشق در امتداد خواهد بود...
برخی از اجرام پیرامون بخصوص آنهایی که همواره در جای خودشان ثابت هستند، ممکن است برای برخی انسان‌ها یادآور همیشگی از یه خاطره یا حتی یه احساس باشند. ممکن است این اجرام هر چیزی باشند، اعم از مسیر قدیمی کوچه ی کسی که یه احساس عاشقانه در امتداد آن کوچه از گذشته‌های دور دست داشتین و یا حتی یه درخت یا یه رودخانه ی کوچک همراه با گل‌های اطرافش.... که حتی اگر ۲۰ سال بعد از اون مسیر عبور کنین باز هم آن خاطره یا احساس، جوری برای شما دوباره‌سازی می‌شود که انگار همین دیروز بود. آنقدر آن خاطره یا احساس با تمام جزئیات اش برای شما یادآوری می‌شود که تمام ۲۰ سال طی شده از اون لحظه را فراموش می‌کنید. عطرها هم از این قاعده مستثنی نیستند و برخی روایح حتی اگر در قالب عطر پوششی هم نباشند، باز هم قادرند ما را به خاطرات یا احساسات گذشته‌ی خودمان بازگردانند.
این عطر با اینکه روایح گلی از بستر گل رز دارد اما با سایر عطرهای هم‌گروه خودش متفاوت است یا حداقل برای شامه ی من متفاوت است. چراکه این عطر خاطرات و احساسات نهفته در گذشته‌ی دور دست را برای من تداعی می‌کند و مرا به ۲۸ سال قبل، زمانیکه در یکی از روستاهای شهرمان برای عید قربان رفته بودیم خونه‌ی یکی از آشنایان که پشت خانه‌ی آنها، رود دل نازک و شفافی بود که در کرانه‌های این رود، گل‌های رز روییده بودند و چه عطری داشتند. من فکر می‌کنم حتی روییدن گل‌ها در کرانه‌های رودها بخصوص رودهای دل نازک و آرام، باعث غلیظ تر شدن عطر آن گل‌ها می‌شود. بعبارتی به نظر من، گل‌ها خودشان شعور عشق را در پیرامون خودشان درک‌ می‌کنند و یه حس عاشقانه و پاک در امتداد این رودها نهفته است که آبرسانی عاشقانه به این گل‌ها را انجام می‌دهند و این گل‌ها با شهد آب معشوق (آب رودخانه)، شدیدترین عطرها (عطرهای گلی که شدت جاذبه‌ی زیادی برای مخاطب دارند) را ارمغان می‌کنند.
و عشق چه ها که نمی‌کند....
عطری باکیفیت شایسته در روایح گلی از رز، مناسب تن‌پوش بانوان در روزهای بهاری و تابستان با ماندگاری و پراکنش متوسط در باتل زیبا و جذاب. گزینه ی شایسته جهت هدیه به بانوان در مناسبت‌های عاشقانه (ولنتاین، روز عقد عاطفی، روز تولد).
سپاس از همراهی بزرگواران.........
28 تشکر شده توسط : Farnoosh Mehran
Saif Al Hind
لینک به نظر 10 مرداد 1403 تشکر پاسخ به کامیار فخر
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند جناب آقای فخر بزرگوار از همراهی و همدلی شما سپاسگزارم. چقدر اون ساندویچ کالباس دانش آموزی طعم سیری ناپذیری داشت....جوری که اگه تمام اون ساندویچ های کالباس داخل سبد بوفه ی مدرسه رو بهمون می‌دادند، قطعاً همه رو یکجا می‌خوردیم..... یادش بخیر روزهایی که شیفت صبح بودم دوران ابتدایی و راهنمایی، همیشه طبق عادت مادرم باید قبل از اینکه مدرسه درب آهنین بزرگش رو باز کنه، من پشت درب منتظر باشم، که بخاطر سردی هوا در روزهای زمستان می‌رفتم داخل نانوایی روغنی نزدیک مدرسه می‌نشستم که هم گرمای تنور نان رو بچشم و هم عطر نان داغ روغنی رو.... و چقدر اون لحظات با رطوبت بخار روی شیشه های نانوایی که قطره قطره سرازیر می‌شدند، واسم حس مطبوعی داشت.... میزهای آهنین سه نفره داخل کلاس‌ها که داخل هر کشوی باز، کیف هامون رو جاگذاری می‌کردیم و هر از گاهی هم یواشکی وقتی معلم روبه تخته سیاه بود، داخل همان کشوی آهنین، کلوچه یا کیک نگه می‌داشتیم و آروم و ذره ذره می‌خوردیم.... و وقتی معلم طرف ما برمیگشت دهنمون رو ثابت نگه می‌داشتیم تا متوجه نشه و مباد اون لحظه ای که ما داخل دهنمون یه ذره کیک یا کلوچه هست و معلم همون لحظه از ما سوال بپرسه.....
مسیر بازگشت به خونه ساندویچی عمو قادر روبروی مدرسه، با ساندویچ کتلت دهه‌ی شصتی که اولین بار سال ۱۳۷۱ خریدم به قیمت ۱۵ تومان، چقدر خوشمزه بود. اونقدر خوشمزه بود که تمام بچه های مدرسه معتاد ساندویچ کتلت عمو قادر بودن، کتلت های نخودی رنگ مثل کباب دستی که داخل ساندویچ، جعفری و کاهو و گوجه و خیار شور و نان ساندویچی اون زمان که طعم عجیبی داشت حتی خود اون نان ساندویچ در زمان ما..... و از همه مهمتر اینکه اون ساندویچ ها رو لای کاغذ کاهی خیاطی می‌پیچیدند و عطر رایحه ی ساندویچ از پشت اون کاغذ کاهی خیاطی هم بسیار طغیان می‌کرد..... و نوشابه‌های کانادا درای، پارسی کولا، فانتا......
حیف کاش یه دستگاهی اختراع می‌شد که میتونستیم به اون زمان ها برگردیم مثلا برای یک روز زندگی در اون زمان بدون اینکه از این دنیای جدیدمان چیزی یادمان باشه. حتی برای یک روز زندگی در سالهای نوستالژیک هم برای من یک دنیاست......
با آرزوی بهروزی و شادکامی برای شما و تمامی بزرگواران....
28 تشکر شده توسط : Farnoosh علیرضا موسوی
Saif Al Hind
لینک به نظر 9 مرداد 1403 تشکر پاسخ به حسن شجاعی
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند جناب آقای شجاعی بزرگوار از همراهی و عنایت شما سپاسگزارم. من ۳۹ سالم هست و دهه‌ی ۶۰ حافظه‌ی بویایی برای روایح ندارم. اما از سال ۱۳۷۰ اولین عطری که باهاش آشنا شدم، عطر کبری با مار چنبره زده به درپوش عطر با چشمان کریستالی قرمز بود. چقدر رایحه ی خاصی داشت با ماندگاری و پراکنش خیلی بالا. این عطر رو یکی از دایی هام از بندرعباس برای مادربزرگم‌ خریده بود اما بعد از اینکه دبیر شد، خودش عطر رو استفاده می‌کرد. فکر می‌کنم سال ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ روز معلم، برای خانم معلم خودم هم، حجم ۲۰ یا ۳۰ میل این عطر که در باتل پلاستیکی سبز رنگ صابونی بود، مادرم خرید برای هدیه به روز معلم و چقدر وقتی خانم معلم کادوها رو باز کرد، از این عطر خوشش اومد. فکر می‌کنم اون موقع قیمت این عطر در همین باتل پلاستیکی سبز رنگ، ۲۰۰ تومان (۲ هزار ریال) بود و خود اون عطر اصلی در باتل مشکی مار کبرا، ۸۰۰ تومان بود اون زمان. عطر کبری با مار چشمان قرمز بسیار رایحه ی خاصی داشت که هنوزم خیلی مورد پسندم هست. بعد از اون، علاقه مندی من به عطرها بیشتر شد و هر جا داخل محله هامون لوازم خرازی فروشی می‌دیدم عطر گذاشته پشت ویترین همیشه از پشت ویترین نگاه می‌کردم به باتل های عطرها. پول توو جیبی ام هرگز کفاف نمی‌داد حتی یدونه عطر ارزان قیمت ۸۰ تومان (۸۰۰ ریال) برای خودم بخرم چون بیشترین پول توو جیبی که می‌گرفتم یه سکه ی ۵ تومانی مسی رنگ یا نقره‌ای رنگ بود و جمع کردن این سکه‌های ۵ تومانی برای رسیدن به مبلغ ۸۰ تومان بسیار دشوار و زمانبر بود. یادمه تا ۴۵ تومان جمع کردم که هدفم خریدن اون عطر کوچولو بود، اسمش فکر کنم بامبوس بود که یه طرح درختچه‌ای یا گیاهی مانند روی شیشه چاپ شده بود و من خیلی تصویر شیشه ی اون عطر رو دوست داشتم. هر روز بعد مدرسه شیفت صبح که بودم، موقع برگشتن حتما یکبار از پشت ویترین اون مغازه ی لوازم خرازی فروشی، عطر بامبوس رو نگاه میکردم. اون عطر همیشه همانجا گوشه‌ی ویترین بود با خاک‌های روی باتلش....من بزرگتر می‌شدم و جوانتر و اون عطر پیرتر و فرسوده تر شد اما همیشه همانجا بود، بی‌آنکه کسی او را به مهمانی در منزلش دعوت کند....
گاهی آدم‌ها هر چقدر هم پیر بشن یا از مادیات غنی باشند، باز هم یه چیز خیلی ناچیز می‌تونه عمق عاطفه رو براش تداعی کنه و اون چیز می‌تونه یه عطر، یه خودنویس‌، یه روان نویس، یه ساعت مچی و یا حتی یه آبنبات چوبی باشه.....
بله دوست من، با اینکه ما در دنیای مدرن‌تر نسبت به گذشته‌ی خودمان داریم زیست می‌کنیم اما همچنان، صنایع گذشته برای یادآوری خاطرات نوستالژیک ما، موثرترین گزینه هستند. شاید امروزه کیفیت همین عطرها از نظر عام پسند بودن روایح یا جدید بودن و یا متنوع بودن روایح، برای جامعه خوب به نظر برسند اما من معتقدم عطرهای جا مانده در زمان چیزی در خود نهفته اند که هیچ عطر مدرنی آن را ندارد و آن، حافظه‌ی عاطفی انسانهاست..... حافظه‌ای که همیشه روح آدمی را صیقل می‌دهد تا هر چقدر هم دشواری های پیرامون را تجربه کنیم، باز هم با یادآوری ایام گذشته و نوستالژیک می‌توانیم این استرس‌ها را برای خودمان تخفیف دهیم.
با آرزوی بهروزی و شادکامی برای شما و تمامی بزرگواران.....
34 تشکر شده توسط : Farnoosh کاید امیر
Saif Al Hind
لینک به نظر 7 مرداد 1403 تشکر پاسخ به حسن شجاعی
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند جناب آقای شجاعی بزرگوار از همراهی و عنایت شما سپاسگزارم. بله این عطر برای من، نهایت رایحه هاست که با سالها تجربه در دنیای روایح، هیچ عطری را در حد و اندازه‌اش نیافتم. عطر نیش برای من، در همین اجمل سیف الهیند معنا پیدا می‌کند. رایحه‌ای که از هر قطره گستره‌اش، عمق عشق و فلسفه‌ی افکار معماران این عطر را می‌توان درک کرد. فلسفه‌ای از سیماژنتیک و بیوکرونولوژی که از سکوت تا ستم ژن‌ها امتداد یافته است. فلسفه‌ای از رنج‌ها در آمانج ها که تار و پودش، بر قطره قطره تعریق دستان کشاورزان زمان، پینه بسته است....
متاسفانه این رایحه ی نعیم، هزینه‌ی گزافی دارد و شاید همین هزینه‌ی گزافش نشان از زخم های ناسور است تا یادمان باشد، در پی هر اندوه و مشقت، آسایش و آرامش نهفته است....
با آرزوی بهروزی و شادکامی برای شما و تمامی بزرگواران.....
29 تشکر شده توسط : Farnoosh علیرضا موسوی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2007 - 2025 Atrafshan