نظرات | TIMELESS
ترتیب نمایش
به نظرم برخی از عطرها بایستی همینی که هستند تولید می‌شدند تا برای یادمان روزگار دوران نوجوانی، هیچ پیچیدگی خاصی نداشته باشند. چراکه یادآوری خاطرات کودکی و نوجوانی و اوایل جوانی در سال‌های دور، نیازمند اولین حس سادگی است. اولین حس سادگی که در کمترین زمان، توان بازگشت و بازسازی خاطرات سال‌های دور را داشته باشد.
عطر مردانه ی رصاصی بلو نیز دقیقاً یکی از همان عطرهایی هست که بایستی به همین شکلی که الان هست، تولید می‌شد. رایحه‌ای ساده اما دلنشین که خیلی راحت می‌تونه برای بچه‌های دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ خاطرات و ایام نوجوانی و جوانی را تداعی کند.
تصور کنید اگه یه عطر پیچیده‌ای مثل زرجوف آلکساندریا ۲ یا عطر بولگاری فالکار در دهه‌ی ۶۰ یا ۷۰ تولید می‌شدند، آیا به نظرتان واقعاً الان می‌توانستند اون خاطرات دوران نوجوانی یا جوانی را برای امروز تداعی کنند؟؟
البته عطرهایی مثل کارون پوران هوم، کارون یاتاقان، اوپیوم مردانه، آرامیس طلایی، آرامیس 900 و برخی دیگر هم هستند که شاید آن زمان روایح پیچیده‌ای داشتند اما خود پیچدگی روایح عطرهای فوق، باز هم در یه سادگی کلی خلاصه می‌شد که امروزه با بونوازی همین عطرها، می‌توان خاطرات سال‌های دور را بازسازی کرد.
من فکر می‌کنم هنر کیمیاگری در معماری عطرها در همین است که بتوان سادگیه ابدی را درون گستره‌ی مایعی خوشبو، نهان کرد که زیستن با اون رایحه در گذشته، برابر زیستن دقیقاً همان روزگار در آینده برای مخاطب باشد. چراکه حتی مغز انسان در حفظ کردن یه جمله‌ی ساده یعنی جمله‌ای که محتوای مفهومی خیلی ساده‌ای داشته باشد را خیلی سریعتر انجام می‌دهد تا حفظ کردن یه جمله‌ی پیچیده از واژه‌های فلسفی عمیق.
در عطرهایی مثل بست لومانی، برادران میلتون بخصوص عطر آمریکا عقاب نشان، رصاصی رومانس، رصاصی چاستیتی، رمی مارکویز و همین رصاصی بلو، دقیقاً همین سادگی رایحه باعث تداعی شدن خاطرات زندگی در سالهای دور شده است.
شاید سال ۱۳۷۷ بود که این عطر رو دیدم، فکر کنم مادرم واسه پدرم خریده بود و رایحه رو‌ خیلی دوست داشتم. اما سالها بعدش خودم آمریکا عقاب نشان را خریدم که کمی از این عطر تندتر بود یا شاید نسخه‌ی اینتنس شده ی این عطر بود چون واسم مشابه اومد رایحه ی هر دو عطر. امروز برای اولین بار این عطر رو خریدم و بسیار لذت بردم از عمق سادگی در پیچیدگی خاصی که ناظم این عطر هست. رایحه‌ای که شاید مدعیست: در اوج بی‌نظمی، یه نظم خاص حاکم است.
رایحه‌ای شاداب و حال خوب کن، بخصوص بعد از دوش شبانه قبل از خواب، حتی در این هوای سرد زمستانی، که بعدش چای تازه دم از سه ترکیب محمود معطر خارجی، احمد آروماتیک خارجی و جهان کره نشان با برگ‌های خشک شده ی شاهسپرم، همراه با موسیقی بی‌کلام با عنوان در انتظارت از استاد محسن اونیکزی، لذتی از سادگی را تداعی کرد.
لذتی که انگار با دوتا باتری سایز آلکالاین، یه سیستم صوتی ۱۰۰۰ وات خروجی واقعی (RMS) رو داری باهاش موزیک گوش نوازی می‌کنید.
کیفیت خوب در رایحه، عام پسند و بی آزار، قدیمی اما مدرن، مناسب تن‌پوش آقایان در تمام فصول با ماندگاری و پراکنش متوسط.
سپاس از همراهی بزرگواران....
30 تشکر شده توسط : سانیار حسین رفیعی
بر اساس شاخص مایرز-بریگز (MBTI) انسانها در 16 نوع شخصیت تعریف می شوند. یکی از این 16 نوع شخصیت در شاخص فوق، گروه ENTJ هستند. شخصیتی که همیشه برونگرا، شهودی، متفکر و قضاوتی هستند. این گروه از شخصیت ها را بعنوان روحیه ی فرماندهی هم توصیف می کنند که افرادی قاطع با اعتماد به نفس بالا و صریح در تصمیم گیری هستند. البته شخصیت ENTJ دارای نقطه ضعف هایی هم هستند که عبارتند از: بی حوصله بودن، بی احساس بودن یا احساساتی نبودن، تهاجمی بودن و غیرقابل تحمل بودن.
به نظر من این عطر تروساردی نیز برای شخصیت های ENTJ بیشتر همپوشانی دارد. چراکه ماهیت رایحه با اینکه در محوریت چرم ادویه ای است اما یه سرسختی و حالت تهاجمی نیز در این رایحه پنهان شده که برای شخصیت های احساساتی، وفادار به ارزش ها و باورها، درونگرا (ISFP) شاید چندان خوشایند نباشد.
همیشه معتقدم ما در انتخاب هر چیزی، ابتدا شخصیت و سجایای اخلاقیِ ما آن چیز را مورد پسند قرار می دهد تا انتخاب بر اساس معیارهای مادّی. فلذا حتی انتخاب عطرها نیز با اینکه ما ابتدا آن را تست یا بونوازی می کنیم و در صورت خوشایند بودن برایمان شاید آن را خرید کنیم اما این خوشایند بودن رایحه، ابتدا از طریق شخصیت ما که حاصل تکامل ژن های مسئول شخصیت و سجایای اخلاقی با تعامل معیارها و استانداردهای انتخاب محیطی می باشد، صورت گرفته است. بعبارتی، ما قبل از اینکه رایحه ی یه عطر مورد پسندمان باشد، اون رایحه بسیار سریع با همان اولین بونوازی در شخصیت ما مورد پسند قرار گرفته است تا تداعی شدنِ بوی خوش برای ما.
به همین دلیل است که هر انسانی دارای سلیقه و ذائقه ی متفاوتی نسبت به درک و مفهوم روایح است. چراکه همه ی انسانها در تشخیص نوع رایحه مثلا تلخ یا شیرین یا ترش، حس مشترکی دارند اما انسانها در مفهوم و درک هر رایحه از تلخ و شیرین و یا ترش، متفاوت از همدیگر خواهند بود، چون شخصیت هر انسان منحصربه فرد است که طیِ آن، ژنتیک هر انسان خاص خودش است.
.....................................
عطر تروساردی بیهایند د کورتین شروعی سریع و خشن ادویه ای از میخک در گازِ پوست ترنج دارد که بعد از 4 تا 5 دقیقه یه حالت چرم حیوانی گلی به خودش می گیرد که نیمی به تلخی و نیمی به شیرینی بسیار ملایم خامه ای مانند سوق دارد. بعد از اولین اسپری، حتی از درپوش عطر هم بونوازی کنید، رایحه ی چرمی حیوانی خامه ای را حس می کنید که شاید برای شامه های چرم حیوانی تلخ پسندان، آنچنان مورد پسند قرار نگیرد. بنابراین قبل از خرید نیاز قطعی به تست دارد. اما بعنوان یه عطر چرمی انیمالیک یا بالزامیک که حالت تلخ و شیرین خامه ای دارد، ارزنده است. اما عطری نیست که به امضا در فصول سرد تبدیل شود.
کیفیت شفاف در رایحه، مناسب تنپوش آقایان در روزهای سرد با ماندگاری و پراکنش خوب.
سپاس از همراهی بزرگواران.....
31 تشکر شده توسط : حسین رفیعی ALEXANDRIA
Eclix
لینک به نظر 5 بهمن 1403 تشکر پاسخ به marjanmohamadi
سپاس از همراهی شما بانوی فرهیخته...
12 تشکر شده توسط : Telecaster مهربد
تابحال هر کسی که در مورد اتفاقات ماورا بهم میگفت بخصوص ماوراهایی مثل بختک شبانه یا جن ها و امثال اینها، خیلی اهمیت نمی‌دادم. یعنی نه باور می‌کردم و نه رد می‌کردم. یا شاید باور می‌کردم اما قبول نمی‌کردم. تا اینکه آخرین جمعه‌ی مهر ماه امسال، بعد از استحمام این عطر از تیزیانا را پوشیدم قبل از خواب شبانه و بعد حدود سه ساعت خوابیدم.
همیشه بصورت جنینی می‌خوابم که بیشتر به طرف راست بدنم می‌خوابم. یادم نیست خواب چی می‌دیدم اما ساعت ۴ صبح اینا بود که یه لحظه حس کردم یه چیزی قشنگ اومد دراز کشید سمت چپ بدنم و تمام حجم و جرم و سنگینی اونو کاملا درک کردم. اونقدر سنگین بود که من هرکاری کردم نتونستم از جام بلند شم و خیلی عجیب تر اینکه چشمام هم باز نمیشدن اما هوشیاری کامل داشتم و حتی نتونستم حرف بزنم یعنی اصلا نتونستم دهنم رو باز کنم. اون ماورا تا فکر کنم دو سه دقیقه سمت چپ بدنم بود و دیگه به هر طریقی بود چشمام رو باز کردم و تونستم تا نصف بدنم بلند بشم و در همان لحظه دیدمش!!!!!!! بله واقعاً دیدمش... توو انعکاس نور چراغ فتوسل که بیرون اتاق خوابم روی پریز بود، اون ماورای تاریک یا سیاه رو دیدم از پنجره‌ی اتاقم بیرون رفت!!!!!
یعنی اون لحظه، جوری ترسیدم که حتی اگه از مرتفع ترین ساختمانها به پایین پرت می‌شدم، اینجوری نمی‌ترسیدم. البته این مدل ترسیدن از ترسیدن چیزهای دیگه یا حداقل از ترسیدن چیزهایی که برات مفهموم یا معنا دارند خیلی متفاوت هست. و فکر می‌کنم مفهوم واقعیه حس ترس در همینجا واسم ترسیم شد. که من ترس زنده رو درک کردم یا ترس زیستی رو درک کردم.
با اینکه سیاهی فقط نبود نور است و نه وجود رنگ، اما من اونو به رنگ سیاه دیدم. درست مثل اندازه یا جرم سایه ی یه انسان بود. من ۱۷۸ سانت قامتم هست و فکر کنم سایه ی اون به اندازه ی قامت من بود یا شاید کمی کوچکتر. از اون شب دیگه از این عطر ترسیدم. نمی‌دونم شاید خود روایح برخی عطرها قادرند بیوفیزیک یا متافیزیک زمان را هم تداعی کنند که من اون شب، همچین چیزی رو تجربه کردم و دیگه زیست باور پیدا کردم به این تجربیات.
....................
رایحه‌ای بسیار خوشبو و عام پسند، که برای شامه ی من از ابتدای اسپری وانیل و مشک و زنبق بیشتر نمایان می‌شوند که شاید یادآور سایر عطرهای جنسیت زنانه باشد. ماهیت رایحه در طبع گرم و شیرین هست که روی لباس رایحه‌ای از تلخی بادام اما بادام بکار رفته در صابون‌ها یا عودها، نیز احساس می‌شود. قدیما کرم دست و صورتی بود به نام شاندیز و ساویز که منو یاد رایحه ی اون کرم ها هم میندازه.
در عطرهای چوبی گلی مشکی، سلیقه ی من بیشتر بر مبنای تلخی غالبتر، است اما این عطر هم با اینکه شیرینی غالبتر است، ولی باز هم خوشایند است و حس تمیزی و نشاط را تداعی می‌کند.
کیفیت خوب و شفاف در رایحه، مناسب تن‌پوش آقایان در منزل و بانوان در پیرامون برای فصول سرد با ماندگاری و پراکنش خوب در باتل زیبا.
سپاس از همراهی بزرگواران....
30 تشکر شده توسط : حسین رفیعی سانیار
Evoke Midnight Edition
لینک به نظر 4 بهمن 1403 تشکر پاسخ به دانیال
با احترام
بله دوست گرامی، برند اجمل از سال ۱۹۵۰ تاکنون پیشرفت‌های نوینی را داشته است. با کشت مزارع بسیار وسیع در هندوستان با کاشت بیش از یک میلیون درخت برای پرورش گیاهان مورد نیاز عطرسازی و از همه مهمتر، کارهای انسان دوستانه برای مردمان ضعیف هندوستان، برند اجمل را نزد من بسیار معظم تبدیل کرده است.
عطرهایی هم که تولید می‌کند واقعاً خوب هستند بخصوص عطرهای مقرون به صرفه ی اقتصادی اجمل که اگر با قیمت‌های امروز بازار ایران مقایسه کنیم بخصوص با محصولات ایرانی یا سایر محصولات اماراتی، متوجه می‌شویم که این برند چقدر رعایت انصاف در حق اقتصادی مشتری را در نظر گرفته است. کیفیت در ماهیت رایحه، کیفیت در باتل ها، کیفیت در ماندگاری و پراکنش، بازخوردهای خوب، برچسب قیمتی مقرون به صرفه. واقعاً دیگه از یه عطر چه انتظاری باید داشته باشیم.
همین دیشب عطر اجمل شادو (مایع آبی رنگ) رو پوشیده بودم، که یه عطر مقرون به صرفه است اما هر جایی رفتم از عیادت دوستم که تازه جراحی کرده بود تا باشگاه و حتی واسه خرید نان باگت در پروتئین سرای، این عطر مورد پسندشان شد و صاحب مغازه ی پروتئین سرایی سه تا داداش هستند و یکیشون گفت دکترها همیشه ادکلن های گرون قیمت میزنن.... در حالیکه من یه ادکلن خیلی ارزان قیمت زده بودم و بهش گفتم هیچ چیز در این دنیا اونجور که به نظر میاد نیست، چون اونجور که هست اصلا به نظر نمیاد..... البته منظور منو متوجه نشد و خندیدن.
شاید بعضی وقتها یه چیز ارزان قیمت، خیلی گرانتر خودشو نشون بده و برعکس شاید هم برخی مواقع یه چیز گران قیمت، خیلی ارزانتر خودنمایی کنه....
به هر حال از سال ۱۳۸۱ با برند اجمل آشنا شدم و از مقرون به صرفه های اقتصادی این برند در طبع گرم و تلخ، اجمل شادو واسم از سال ۱۳۸۸ بهترین بوده و خواهد بود. متاسفانه فیک این برند و بخصوص تولید ایران این برند بازار ایران را اشباع کرده است و فقط کسانی که در سالهای قبل از نسخه‌های اورجینال این برند استفاده کرده‌اند، متوجه روایح اصلی با فیک می‌شوند. افسوس که عطرافشان از برند اجمل موجودی ندارد که البته فکر کنم چون نسخه‌ی اورجینال را پیدا نکرده است، برای همین در سایتش ویترین نمی‌کند. وگرنه می‌توانست مثل سایر سایتها که قبلا معتبر بودند، نسخه‌های فیک یا ایرانی را ویترین کند برای فروش.
سپاس از همراهی شما و تمامی بزرگواران....
27 تشکر شده توسط : سانیار ALEXANDRIA
شاید تنها وجهِ اشتراک نور و تاریکی در این است که ما نمی توانیم یکی را بدون دیگری داشته باشیم.
شاید خودِ ماهیتِ نور از تاریکی آفریده شده است. اما ماهیت تاریکی و نور از چیست؟ چرا همواره نور را جذب و تاریکی را دفع می کنیم؟ چرا همیشه از نور بعنوان سرچشمه ی مهربانی ها و لطافت و از تاریکی بعنوان منبع پلیدی و سختی یاد می کنیم؟ نقش زمان در ماهیت نور و تاریکی چیست؟ ادغام نور با تاریکی چگونه ممکن است؟ و اگر نور و تاریکی در تضاد همدیگر باشند، پس چرا نور همیشه به دنبال تاریکی و تاریکی همواره در جستجوی نور است؟؟؟
......................................................................
یکی دیگر از عطرهای شایسته ی برند اجمل با رایحه ای بسیار شامه نواز و عام پسند در طبع تقریبا معتدل از نوع ادویه ای که واقعا جذاب است. به نظر من این عطر فقط برای شب های بارانی آرام اما همراه با رعد و برق، بهترین خودنمایی را دارد. اواسط شهریور چندین شب باران بارید با نسیم بسیار خنک خداوندی، که این عطر رو در یکی از اون شبهای بارانی پوشیده بودم. داخل ماشین موسیقی عشق باران (Rain of Love) اثر بسیار زیبای استاد علیرضا مهدیلو را داشتم گوشنوازی می کردم، در متن این موسیقی بی کلام طنین صدای رعد و برق و صدای ریزشِ قطرات باران همراه بود که دقیقا انعکاس طراوت باران و صدای خشم آسمان از نور و تاریکی لحظه ای رعد و برق بود. و رایحه ای از نور و تاریکی لحظه ای در تَرنُمِ طراوتِ قطراتِ سبزِ باران، که اَرمغانِ زندگی را هدیه آورده است.
رایحه ای از طراوتِ بافت نرمِ نارنگی بر شبنم جا مانده در تمشکِ پناه گرفته کنارِ رودِ دل نازکِ مهربان که با گرمایشِ زعفرانِ همیشه شاداب، آرام و متین از شهدِ مُشک همراه می شود تا طراوتی از طهارتِ عشق را هدیه سازد بر عاشقانِ مهتاب.
عطری بسیار باکیفیت در رایحه ای متین و نجیب، در باتل بسیار زیبا و خوشرنگ و چشم نواز و صیقلی و براق، مناسب تنپوش آقایان در شبهای بارانی با ماندگاری خوب و پراکنش متوسط تا خوب.
سپاس از همراهی بزرگواران....

26 تشکر شده توسط : سانیار ALEXANDRIA
Aramis Vintage Edition
لینک به نظر 3 بهمن 1403 تشکر پاسخ به Mehdi alyari
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند بله رایحه در طبع گرم و تلخ و تند و تیز هست و مناسب شبهای فصل پاییز و زمستان. طرح شماتیک باتل شاید دلیل خاصی هم نداشته باشد و یا شاید بخاطر ماهیت رایحه برای آن زمان در اروپا و هواپیماهای ملخی با خلبان هایی که پوشش بارانی چرم میپوشیدن باشد. برای من بیشتر یادآور فیلم های جنگی تاریخی آلمان با پیشوای بزرگ هست مثل قلعه ی عقابها، استالینگراد، مکس مانوس، پَست فطرت های لعنتی، فیوری.
بهترین ها برای شما...
23 تشکر شده توسط : سانیار ALEXANDRIA
در آفاقِ آماجِ لبخندِ تو، آرام گیرم از این آوارِ عشقِ تو
در آمانجِ آرزویِ طنینِ تو، آرام گیرم از این آوایِ عشقِ تو
در آلامِ آزرمِ سیمایِ تو، آرام گیرم از این آمالِ عشقِ تو
در آغازِ آواجِ اسمِ تو، آرام گیرم از این آوازِ عشقِ تو
...........................................................
اَرزشی از یادمان آنسویِ زندگی در راویِ تاریخ.....که تنها در اَعماقِ قلبها جاودان است.
اَرمغانی از یادگارِ آنرویِ تاریخ در روایتِ زندگی.... که تنها در آفاقِ یادها ماندگار است.
رایحه ای از دیروزِ تو در امروزِ من تا فردایِ او، که روایتِ زندگی از تاریخ را آبستن است. سرآغازی کُهن از پوست پارینه ی تُرنج در همبستری از شهد مِر که میانجی اهلِ آشتی از هِل و یاس بر این عِصیانِ تلخ روان می شوند تا آرام گیرد از مُشک و کهربای آغشته به چرم، در این روایتِ زندگی که مدعیست: لحظه ها تنها پرندگان مهاجری هستند که هرگز به آشیانه باز نخواهند گشت.....
باز هم از عطرهای نفیس برند آرامیس مشابه همان عطرهای معروف آرامیس طلایی و آرامیس 900 و از همه مشابه تر به عطر آرامیس کلاسیک آنیورساری ادیشن با رایحه ای چوبی چایپری در طبع گرم و تلخ و تند و تیز اما آرامش بخش که برای آقایان دهه ی 60، یادآور روزهای زندگی در بوی چراغ نفتی علاالدین می باشد. رایحه ای از جنس نوستالژیک در زمستان های ماه رمضان با اون مهمانی های افطاری، با اون زولبیا و بامیه های شیرین، با اون نون سنگک تنوری در پناهِ پنیر لیقوان و سبزیِ تازه و خرمای عسگری، با اون سریالهای نوستالژی مثل سریال آپارتمان، سریال نیمه ی پنهانِ ماه، سریال گردنبند، با اون شیطنت های کودکانه، با اون دلخوشی های سادگی که امشب یا مهمان داریم یا مهمان هستیم......
چرا همه چیز تغییر کرد؟؟؟ چرا ما اینجوری شدیم؟؟؟ چرا اونا اونجوری شدن؟؟؟
کیفیت خوب اما همچنان نوستالژیک در ماهیت رایحه، مناسب تنپوش آقایان در روزهای سرد پاییز و زمستان، با ماندگاری و پراکنش خوب در باتل با طرح شماتیک که برای من یادآورِ تاریخِ برادران رایت در ساخت اولین هواپیما است.
سپاس از همراهی بزرگواران...
30 تشکر شده توسط : سانیار ALEXANDRIA
شاید بیشتر از هر چیزی علاقه ی من به موسیقی و بخصوص موسیقی های بی کلام هم ژانر کلاسیک آرامش بخش و هم ژانر تکنوی الکترونیک باشد. از کودکی یا بهتره بگم از وقتی دنیای پیرامون یادم هست، به موسیقی علاقه داشتم. از موسیقی های متن فیلم ها یا سریالها تا هر آن چیزی که بصورت شانسی به گوشم برسد. برای همین در منزلم سیستم های صوتی متنوعی را تهیه کردم که هر سبک موسیقی را بر حسب تُنِ صدای ضبط شده ی موسیقی با یکی از این سیستم ها گوش نوازی میکنم. داخل ماشینم هم سیستم حرفه ای سونی Hi-Res نصب کردم که دیروز صبح ساعت 6.30 داشتم میرفتم سرکار، یه برف ریز در این هوای سرد باریده بود که شیشه های ماشین رطوبتی بودن، و بعد از روشن کردن بخاری موسیقی تولد یک رُز (Birth of a Rose) اثر استاد سینا بطحایی را گوشنوازی کردم.
در اون هوای تاریک صبح با صدای سکوت خیابانها، رطوبت رامشِ ریز برف، گرمایش مهربان و آرام بخاری، سرعت 50 کیلومتر بر ساعت، صدای اصطکاک لاستیکها روی پوست جانسوز آسفالت، و چشمک چراغهای برق که زیر نورشان هاله ای از رطوبت برف پوشانده بود، با این موسیقی خاص در تُنِ صدای نیمه سنگین و سُنتی، و پوششی از عطر بسیار باکیفیت اجمل آمبر وود، آنقدر واسم خوشایند بود اون پیرامون که عمدا سرعتم رو کم کردم که دیرتر تموم بشه این حس....
......................
یکی از شامه نواز ترین عطرهای چوبی شرقی که برای تمامی شامه ها شاید مورد پسند قرار گیرد. به محض اسپری، روایحی از بافت آبدارِ سیب سبز ترش در آمیزش هِل با بستری از سدر و کهربا همنوا میشوند تا رایحه ای بسیار خوشبوی چوبی را هدیه سازند. اگر بخوام مقایسه کنم شباهت رایحه را، در یه جاهایی شبیه زرجوف الکساندریا 2 میشه که آنقدر خود رایحه ی این عطر برام دلنشین هست که نمیتونم بین الکساندریا 2 و این عطر، مرز انتخابی قائل بشم. اما سالها پیش یکی از دوستانم یه عطری داشت به اسم آنجلیک از برند فاخر بودیسیا دِ ویکتوریوس، که رایحه ی این عطر اجمل به اون عطر بودیسیا هم خیلی شباهت داره. به هر حال یکی از نفیس ترین عطرهای چوبی شرقی است که برای آقایان و حتی بانوان هم بسیار خوشایند خواهد بود چراکه تکرر بازخورد دارد و روی لباس های بافتی مثل پلیورهای سلانیک و کُت پولار یا مخملی خیلی ماندگار است که تا سه روز حداقل رایحه روی همان لباس باقی می ماند.
قیمتش به پول ایران حدود 12 میلیون تومان است البته بدون در نظر گرفتن مالیات و ارزش افزوده و سیاست سودِ وارد کردن تاجر.
مناسب تنپوش آقایان خاص پسند در روزهای سرد با ماندگاری بالا و پراکنش خوب در باتل زیبا.
سپاس از همراهی بزرگواران.....
33 تشکر شده توسط : ALEXANDRIA غلامرضا نیک پور
Khamrah
لینک به نظر 30 دی 1403 تشکر پاسخ به علی احمد
با احترام و عرض ادب
دوست فرهخیته و ارجمند از همراهی و همدلی شما سپاسگزارم. من فکر میکنم بیشتر از هر چیزِ مادی در این دنیا و تمدن بشری، ادبیات و سجایای اخلاقیِ ما تاثیرگذارتر است و در هر جمع یا محفلی با همین شخصیتِ خودمان، بر دیگران نمایان میشویم تا استفاده از عطرهای گران قیمت یا لباس های مارک و حتی داشتن اتوموبیل های لاکچری.... البته که پول فاکتور بسیار مهم و پشتوانه ی بسیار مهمی در زندگیست اما به نظر من، ثروت واقعی در باکلاس بودن هر انسانی، محبوب بودن آن انسان نزد همگان صرفا بخاطر دارا بودن شخصیت و ادب و متانت اوست. چه بسیار انسان های پولداری که از شخصیتِ انسانی و ارزش انسانی فقیر هستند و چه بسیار انسان های کم بضاعتِ مادی که در شخصیت و ارزش انسانی، بسیار ثروتمند هستند.
من فکر میکنم گران بودنِ هر انسانی در گروِ رفتار و شخصیتش نهفته است تا جیبِ مملو از پول.... که با هیچ واحدی به نامِ پول قابل خریدن نیست.
سپاس از شما و تمامی بزرگواران....
33 تشکر شده توسط : حسین رفیعی الف ش

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2007 - 2025 Atrafshan