نظرات | TIMELESS
ترتیب نمایش
Pacific Chill
لینک به نظر 19 بهمن 1403 تشکر پاسخ به علی ذوالفقاری
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند تمامی عطرهای ماهیت خنک ماندگاری و پراکنش متوسط تا کمی دارند. خود عطرهای لویی ویتون هم که اغلب ماهیت خنک دارند، باز همان ها هم ماندگاری و پراکنش متوسط تا کمی دارند. اما روایح آنها آنقدر شامه نواز و شاداب هستند که میشه از ماندگاری و پراکنش بالا صرف نظر کرد. یکم به عطر آزور فرصت بدین، ماندگاری و پراکنش بهتر از الان میشه. من در آرشیوم عطرهای بچ‌کد قدیمی اجمل را دارم مثل چمیستری و بلو که ماندگاری و پراکنش خوب تا خیلی خوبی دارند و امروز با تجربه‌ی عطرهای جدید ماهیت خنک، بسیار بیشتر قدردان همان عطرهای قدیمی هستم. در حال حاضر به نظرم، از عطرهای شرکت الحمبرا و لطافه فقط مگارا و اطلس هستند که ماندگاری و پراکنش خوبی دارند. عطر الحمبرا وایب هنوز دستم نرسیده است اما می‌دونم که اونم ماندگاری و پراکنش متوسط تا کمی خواهد داشت چون ماهیت خنک مرکباتی دارد. به محض تجربه‌ی عطر الحمبرا وایب حتما باهاتون به اشتراک خواهم گذاشت.
بهترین ها برای شما و تمامی بزرگواران....
18 تشکر شده توسط : ابراهيم عباسی راکی سانیار
Pacific Chill
لینک به نظر 18 بهمن 1403 تشکر پاسخ به علی ذوالفقاری
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند جناب آقای ذوالفقاری بزرگوار از همراهی و عنایت شما سپاسگزارم. در خصوص این عطر جذاب و خوشمزه ی خنک برند لویی ویتون عارضم که شاید تنها عطر خوشمزه ی خنک دنیا همین باشد. تابحال هر عطر خوشمزه ای که تجربه نمودم در طبع گرم بودند اما این عطر لویی ویتون در طبع خنک و آب و هوای نیمه بارانی باغستان های میوه و سبزیجات است.
عطرِ اون سپیده ی صبحِ آسمان با اَبرهای نیمه خاکستری که هر از گاهی از قابِ نگاهِ خورشید خاتونِ مهربان عبور می کنند تا برای هر چشمک زدن خورشید خانمِ عاشقِ زمین، در تقلاّیِ طلوعِ طلایی باشیم... عطرِ اون روستایِ مهمان نواز که باغهای سرسبز و باردارشان در دلِ دَرهّ ای از مِه های مهربان از بستر رودِ دل نازکِ آیینه ی زندگی که طنین آوای عبورش از لابلای سنگهای همیشه حاضر، گذرگاهی از حیات را آذین کرده است...
عطرِ اون دَربِ چوبیِ کُهن که با کوفتنِ کوبه ی سمت چپِ (آقایان) و راستِ درب (بانوان)، از پُشت درب هم میهمانی از عاشق و معشوق را فرامیخواند... عطرِ اون لحظه ی ورود به باغستانِ آبستنی که شهدِ عسل آگینِ زردآلوی براق در همسایگان نارنجی و زرد از پرتقال و لیمو که شبنمِ شبانگاه در پوستِ لطیف آنان میهمان بوده است... عطرِ اون گلبرگهای قرمز در کرانه های سبز که اولین پروانه های سپیده دم، پیام صُلح و مهربانی را ارمغان آورده اند...
....................................................
از معدود عطرهای بسیار باکیفیت گلی میوه ای مرکباتی در طبع خنک و بسیار بسیار خوشبو، خوشمزه و آرامش بخش کمی تلخ از پوست پرتقال و شهدِ بالنگ و بیشتر شیرین از شهدِ انجیر و زردآلو که به همراهیِ خرما طعمِ زردآلوی خشک سیاه هسته دارِ آفتابی را تداعی می کند.
کیفیت بسیار روان در رایحه، مناسب تنپوش آقایان و بانوان در روزهای بهاری و تابستان با ماندگاری و پراکنش متوسط فقط در لباس.
اغلب عطرهای لویی ویتون ماهیت خنکی دارند و شاید سیاستِ این برند در طراحی عطرها بیشتر بر مبنای عام پسند بودن روایح است. چراکه معمولا روایحِ ماهیت خنک برای اغلب شامه ها مورد پسند قرار می گیرد. کپی مقرون به صرفه ی اقتصادی این عطر از لویی ویتون، عطر میسون الحمبرا وایب است که شیشه ی دو رنگ زرد و سبز دارد و بزودی دستم خواهد رسید. مشخصا شرکت الحمبرا پیچیدگی عطرهای لویی ویتون را ندارد اما برای نت های پایدار پایانی واقعا خوب و خیلی نزدیک کپی می کند. لازم به ذکر است که شرکت الحمبرا هنوز عطر لویی ویتون ایمِیجینیشن را کپی نکرده است و خیلی از مخاطبانی که دنبال این عطر از شرکت های کپی کار هستند، عطر الحمبرا آزور را با ایمِیجینیشن اشتباه می گیرند. عطر الحمبرا آزور کپی شده از عطر لویی ویتون افترنون سوویم است با ماندگاری خوب روی لباس و پراکنش خوب تا متوسط، بطوریکه ابتدا پراکنش تا نیم ساعت خوب است و سپس اُفت کرده و در حد متوسط تا محسوس میشود.
سپاس از همراهی بزرگواران....
35 تشکر شده توسط : ابراهيم عباسی راکی منوچهر
یکی از عطرهای باکیفیت برند مارک جوزف که رایحه‌ای شرقی گلی دارد و برای شامه ی من شباهتی به عطر کوکو مادمازل و کوکو مادمازل اینتنس دارد که به کوکو مادمازل اینتنس نزدیکتر است. باتل خوشدستی دارد با رنگ سفید یخچالی که زیبایی کار را بیشتر کرده است. من نسخه‌ی ۲۰۱۷ این عطر را دارم که از نظر ماندگاری و پراکنش خیلی خوب است. رایحه کمی تیز است اما همان حافظه‌ی رایحه ی کوکو مادمازل را در خود نهفته است.
مناسب تن‌پوش بانوان در روزهای بهاری و پاییزی و زمستانی با ماندگاری و پراکنش خیلی خوب در حجم ۵۰ میل. نمی‌دونم این کار نسخه‌ی ۱۰۰ میل دارد یا نه. نسبت به برچسب قیمتی، کار بسیار ارزنده‌ای است.
سپاس از همراهی بزرگواران....
25 تشکر شده توسط : مهربد الف ش
تو را از دست دادم، آی آدم‌های بعد از تو!
چه کوچک می‌نماید پیش تو غم‌های بعد از تو!
تو را از دست دادم، تو چه خواهی کرد بعد از من؟
چه خواهم کرد بی تو با چه خواهم‌های بعد از تو؟
تو را از دست دادم از همین زخم است، می‌بینی؟
دهانش را نمی‌بندند مرهم‌های بعد از تو!
«تو را از یاد خواهم برد کم‌کم» بارها گفتم!
به خود کی می‌رسم اما به کم‌کم‌های بعد از تو؟
بیا، برگرد، با هم گاه... با هم راه... با هم...، آه!
مرا دور از تو خواهد کـُشت «باهم»های بعد از تو!
بعد از تو.........
....................
شاید زمان تنها شاهد بی‌رحم تاریخ است. تنها شاهدی که بی هیچ ترحمی، دوباره‌سازی خواهد کرد هر رویدادی که در این جهان رخ داده است. تنها شاهدی که بی هیچ هراسی، هر چیز پنهانی را یادآوری خواهد کرد. شاید زمان تنها شاهدی هست که در همه چیز شاهد است.
سعی می‌کنیم از این شاهد فرار کنیم و هر چقدر ازش دورتر میشیم یا فاصله می‌گیریم، به محض اولین یادآوری دوباره بهش بازمیگردیم! شاهدی که قبل از وقوع رویدادها، در همانجا حاضر بود. شاهدی که حتی بعد از وقوع هر اتفاقی، بازهم همانجا حاضر است، بی‌آنکه ذره‌ای پیر و فرسوده شود.
یکی از عطرهای خاطره‌انگیز در شاهد عینی برای روزگار نوستالژیک زندگی که حتی در اولین بونوازی از نسل امروز، بی‌درنگ خاطره‌ای از گذشته‌ی دور براشون یادآوری می‌شود. خاطره‌ای که هرگز در نسل امروز اتفاق نیوفتاده است. اما چگونه چنین چیزی ممکن است؟! چگونه ممکن است خاطره‌ای برای نسل امروز یادآوری شود که ده‌ها سال از اولین زمان زیستش، بزرگتر است؟! نسل امروز با بونوازی این عطر، بلافاصله اولین چیزی که به ذهنش تداعی می‌شود: بوی قدیمی دارد.... چرا همچین چیزی واسه یه نوجوان یا جوان امروزی که هرگز سالهای دور متعلق به این رایحه را زندگی نکرده است، بوی قدیمی پیدا می‌کند؟! منظور این نوجوان یا جوان نسل امروز از بوی قدیمی چیست؟!
اینجاست که الگوی انتقال خاطرات از مولکول DNA به فرزندان مطرح می‌شود. خاطراتی که در ژن‌های مسئول ثبت خاطرات احساسی پدران و مادران حفظ شده و به فرزندان نسل بعدشان منتقل گشته است. ما نمی‌توانیم خاطرات پدران و مادرانمان را در زمان زندگی خودشان به یاد بیاوریم اما با دیدن یا شنیدن هر چیزی یا بوییدن برخی روایح عطرها، برای لحظه‌ای ماهیت خاطرات واقعی در زمان‌های دور پدران و مادران را به یاد می‌آوریم که ظاهراً برای ما آشناست اما همچنان غریب است که نمی‌دانیم چگونه آن را توصیف کنیم اما می‌دانیم که اون لحظه یا اون صدا یا اون رایحه را می‌شناسیم. و اینجاست که معنای از دست دادن مفهوم پیدا می‌کند. بعبارتی ما هر آن چیزی را که برای ما آشنا است را قبلاً از دست داده‌ایم که امروز برای ما غریب است.
..........
از نوستالژیک ترین عطرهای چوبی چایپری در طبع گرم و تند و تلخ با محوریت انیمالیک که برای شامه ی من، مشابه عطرهای آرامیس ۹۰۰ کمی هم آرامیس طلایی است. مناسب تن‌پوش آقایان کلاسیک پوش و کلاسیک تفکر در روزهای سرد با ماندگاری تقریبا خوب و پراکنش متوسط در باتل خوشرنگ.
سپاس از همراهی بزرگواران....
28 تشکر شده توسط : مهربد nazanin
Teriaq
لینک به نظر 16 بهمن 1403 تشکر پاسخ به سعید رنجبر
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند من تحصیلاتم در زمینه‌ی ژنتیک پزشکی است و در زمینه‌ی بیماری‌های کمپلکس، ژنتیکی، ایدیوپاتیک، نورولوژی و نوروسایکولوژی فعالیت می‌کنم.
17 تشکر شده توسط : حسین رفیعی مهربد
Qaa'ed Al Shabaab
لینک به نظر 12 بهمن 1403 تشکر پاسخ به علی طهرانی
با احترام
پیشنهاد من برای عطر الحمبرا سپتر آمازونایت است که رایحه‌ای گرم و تلخ دارد در باتل بسیار زیبا با ماندگاری و پراکنش بسیار بالا.
14 تشکر شده توسط : nazanin Telecaster
Evoke Midnight Edition
لینک به نظر 11 بهمن 1403 تشکر پاسخ به امیرمهدی حیدری
با احترام و عرض ادب
دوست فرهیخته و ارجمند جناب آقای حیدری عزیز، عطر مشهدی با اون شیشه‌ی مشبکی و درپوش پیچشی که همیشه داخل جانماز با مهری که یک طرفش آینه بود واسم بسیار خاطره‌انگیز است. یاد آن روزگار اوایل بلوغ جنسی که مادرم می‌گفت اگه نماز بخونی واست پول توو‌ جیبی بیشتری میدم و منم بخاطر پول نماز می‌خوندم اونم بسیار سریع که زودتر تموم بشه و پولو بگیرم.
اون موقع ها از عطر مشهدی مالش نمی‌کردم روی لباسم چون هم لک می‌نداخت و هم اینکه بوش اصلا نمی‌رفت و در نظر من بوی گلاب گون بود که انگار شیره‌ی مربای گل رو ریختن داخل همون شیشه ی عطر مشهدی. مربای گلی که اون زمان‌ها داخل یه لیوان مشبکی شیشه‌ای ضخیم دسته دار بود. بیشترین ارتباط من با عطر مشهدی، روزهای ماه رمضان بود که یه آهنگ بی‌کلام از تلویزیون واسه اون ماه پخش می‌شد که در ایران اثر استاد پرویز رحمان پناه به نام دنیای دیگر از آلبوم سکوت رویاها، شناخته شده‌ است که بسیار مورد پسند من بود و امروزه هم به این موسیقی نوستالژیک گوشنوازی می‌کنم. البته این موزیک رو در تیتراژ سریال‌های قدیمی مثل مغازه ی آقای ساعتچی و یکی دوتا سریال ماه رمضان و برنامه‌های معرفتی مذهبی هم گذاشته بودند، که فکر می‌کنم در اصل متعلق به یه نوازنده‌ی آمریکایی هست و این آهنگ رو سرقت هنری کردن در ایران، چون قبلا یه آلبوم از یه نوازنده ی آمریکایی دانلود کرده بودم که این موسیقی بصورت کامل داخل اون آلبوم بود.
به هر حال عطر مشهدی، همان رایحه‌ای هست که آقایان و بعضاً بانوان کهن‌سال یا میانسال فامیل، اون زمان‌ها به لباسشون بخصوص لباسهای عید نوروز، مالش می‌دادند تا مثلا بوی بهار رو با گل های قرمز و صورتی برای دیگران آغاز کنند.
البته این عطر، بسیار مورد علاقه‌ی بچه‌های بسیجی محله مون بود و اونایی که هر روز مسجد می‌رفتند از همین عطر مشهدی استفاده می‌کردند که دقیقاً با لباسهای خودشان هم هماهنگ بود.
به نظرم عطر مشهدی با همان شیشه ی خاصش داخل جانماز یا سجاده‌ها، بیشتر مورد پسند میشه تا داخل جیب لباس. خوب شد که یادآوری فرمودید و امروز حتما میرم از مغازه‌های سجاده فروشی، یدونه عطر مشهدی با همان شیشه ی قدیمی پیدا می‌کنم و خرید می‌کنم.
ماهیت رایحه ی عطر مشهدی واسه شامه ی من گرم و شیرین و کمی تلخ اونم از شیرینی زیاد با شیرینی سوخته ی گل محمدی هست، که بیشتر مناسب پاییز و زمستان هست با ماندگاری خیلی زیاد در اون زمان و پراکنش متوسط چون روغن مالشی بود نه اسپری.
سپاس از همراهی بزرگواران.....
17 تشکر شده توسط : nazanin Metti
از کودکی شیفته ی موسیقی های استاد بزرگ مجید انتظامی و استاد فقید بابک بیات شدم که از موسیقی فیلم بویِ پیراهنِ یوسف و موسیقی فیلم شکار این شیفتگی شروع شد. خدا میدونه چقدر این موسیقی ها رو گشتم که نوار کاستش رو پیدا کنم اما نبود. هر وقت هم روزهای وفات میشد این موسیقی ها یعنی تراک آرزو از آلبوم بوی پیراهن یوسف و تراک شماره ی 19 آلبوم فیلم شکار از تلویزیون پخش میشد و من هر جای خونه بودم سریع میومدم جلوی تلویزیون تا بهش گوش کنم. این موسیقی ها دیونم میکردن و عدم دسترسی همیشگی بهشون حس ناامیدی واسم داشتن.
یه معلمی داشتیم به اسم آقای چاووشی که واسه درس ریاضی دوم راهنمایی واسمون میومد. یه آقای لاغر اندام قد بلند زمان شاهی که ماشین مرسدس بنز 180 سرمه ای داشت. صورت اصلاح شده و کت شلوار سرمه ای هم میپوشید. همیشه ازش عطری شبیه همین عطر میومد که یا اون زمان دانهیل ادیشن داشت یا همین عطر هنلی بود. اون روز سه شنبه بود که فرداش بخاطر وفات تعطیل رسمی بود. موقع بازگشت از مدرسه به خونه داشت بارون میبارید چون نزدیک های ثلث اول بود و آقای چاووشی با ماشینش اومد از جلوی ما که سه نفر بودیم رد شد اما جلوتر توقف کرد و ما که نزدیک شدیم گفت سوار شین تا یجایی برسونم. من جلو نشستم و بوی ادلکن هنلی یا دانهیل ادیشن آقای چاووشی که صدای قطرات بارون به شیشه ی جلو و سقف که هر از چند ثانیه هم برف پاک کن رو میزد و موسیقی بوی پیراهن یوسف از رادیوی ماشینش، آنقدر منو غرق کرد که دیگه اصلا اونجا نبودم. چقدر حس خوبی داشت...چقدر فضای عمیق احساسی رو تداعی کرده بود...چقدر صداها واقعی بود...چقدر حتی صدای رعد و برق آسمانِ خاکستری واقعی بود...چقدر بوی خاصی میومد...
روزگار گذشت و امروز عطر هنلی از برند میلتون لوید رو خیلی شانسی از یه فروشگاه تست کردم. که ای کاش تست نمیکردم. چراکه منو همون لحظه بُرد به سال 76 و آن روزگار و بویِ پیراهنِ یوسف......
واقعا عطرِ بویِ پیراهنِ یوسف بود...عطرِ گمگشته ها و نه گمشده ها....عطرِ آخرین گمگشته در اولین پیدا شده....عطرِ پسرِ نوجوانی که نباید اینجوری احساسات رو درک میکرد...عطرِ پسرِ نوجوانی که در اوجِ کودکی و نوجوانی، حس عشق را درک میکرد... اون زمان ها هیچ پسری از بچه های محل و مدرسه مثل من نبود. هیچ پسرِ هم سن و سال خودم اصلا نمیتونست اینجور موسیقی ها رو درک کنه و همشون کاست های اَندی و کوروس رو دوست داشتند. نمیدونم چرا من اینجوری بودم اما خوشحالم که خداوند منو اینجوری آفریده و این موهبتِ خیال و درک رو به من هدیه فرموده که از کودکی از وقتی که حتی دبستان هم نمیرفتم، عمق موسیقی رو درک میکردم که از موسیقیِ فیلمِ کَشتیِ آنجلیکا این درک در من شروع شد تا به امروز.
......................................
رایحه ای بسیار نوستالژیک در قلب زمان، از آنکه برای دیروزهای ما بود. شروعی تند و تیز از فلفل و پوستِ ترنج در بستر خزه بلوط که تقریبا رایحه ی خطی دارد اما بسیار کلاسیک برای مردان کلاسیک. رایحه ای از مردانی که هنوز به اصولِ مردانگی و سلیقه ی مردانگیِ خودشان از جوانی تا به امروز پایبند هستند. رایحه ای از مردانی که شاید از اولین استفاده ی این عطر، تا به امروز و تا هر زمان که زنده باشند، این عطر بعنوان شخصیتِ آنها باشد. رایحه ای از شخصیتِ مردانی که همیشه صبور و شکیبا هستند. رایحه ای از شخصیتِ مردانی که نظم در زندگی برایشان از اهمیت بسیاری برخوردار است.
کیفیت خوب در رایحه ی نوستالژیک، مناسب تنپوش آقایان در روزهای سرد با ماندگاری و پراکنش خوب و راضی کننده و برچسب قیمتی بسیار مناسب.
سپاس از همراهی بزرگواران.....
24 تشکر شده توسط : حسین رفیعی nazanin
سال 86 بود که تازه پلی استیشن 3 خریده بودم مدل فت با هارد 160 گیگ مشکی که آخرین مدل فت در پلی استیشن 3 بود. اواسط آذر ماه این عطر اس تی دوپونت نویر را خریدم. با اولین بونوازی از تستر فروشنده، خیلی مورد پسندم شد و یک شیشه خریدم. با تمام علاقه ام به سیستم های صوتی و تست انواع مختلف سیستم ها، از نظر من هیچ سیستم صوتی در حد و اندازه ی خروجیِ کارت صوتی پلی استیشن 3 نیست و همینطور هیچ سیستمی در دنیا، رقص نور بسیار خاص و منحصربه فرد پلی استیشن 3 را ندارد که هنگام پلی کردن موسیقی از هارد یا پورت یو اس بی پلی استیشن 3، نمایی از سیاره ی زمین از فضا را بصورت سه بُعدی همراه با طلوع و غروب ستاره ی خورشید را نمایش می دهد که علاوه بر صدای بسیار بسیار رسا و بی مانند از آمپلی فایر S-MASTER و صدای دالبی از نوع DTS HD-MASTER AUDIO، این نوع تصویر بجای رقص نور، واسم ستودنی است.
برخی عطرها روایح آنقدر دلنشینی دارند که بعد از حمامِ شب به پوست گردنم اسپری می کنم و با یه ترکیب کاپوچینو + قهوه ی فوری بُن مانو گلد، میشینم به گوشنوازی موسیقی که دیشب هم همین عطر اس تی دوپونت نویر را پوشیدم و با کاپوچینو و قهوه ی گلد بُن مانو به موسیقی بی کلام با عنوان تولد دوباره (Rebirth) از دستان هنرمند استاد علیرضا حیدری، از سیستم پلی استیشن 3 گوشنوازی کردم و لذتی بسیار عمیق را تجربه نمودم. طنین صدای بسیار زنده که واقعا انگار این موسیقی دوباره همونجا برای من متولد شد در اون رقص نوری از سیاره ی زمین از فضا و همراه با رایحه ی آرامش بخش عطر اس تی دوپونت نویر.
به نظرم در همه چیز برای تجربه ی لذت واقعی و عمیق از هر چیزی، بایستی هارمونی در ابعاد همان چیزها را ایجاد کنیم. یه عطر هر چقدر هم گران قیمت باشد، اگر هارمونی لازم برای لذت واقعی را براش ایجاد نکنیم، باز هم فقط بخاطر گران قیمت بودنش هست که لذت کاذب را برای ما تداعی می کند نه لذت واقعی و عمیقش را. و برعکس، یه عطر هر چقدر هم ارزان قیمت باشد، اگر بتوانیم هماهنگی محیطی یا شرایط محیطی را براش ایجاد کنیم، آنقدر غنای لذت خواهد داشت که گویی گرانترین عطر جهان است.
من فکر می کنم عطرها شرایط ابداع لذتی بی انتها را دارا هستند که شاید ما از خیلی از آنها، غافل هستیم. چراکه به نظر من، عطرها حتی در تداعی شدن رویاها و کابوس های خواب شبانه هم می توانند نقش داشته باشند و شاید عطرها یک فاکتور سوئیچینگ برای تداعی شدن رویاها و کابوس های شبانه باشند.
........................................
شروعی تند و تیز از پچولی در سرای هِل که پوششی از فندق و ادویه ی میخک بهش ادغام می شوند تا رایحه ای مخملی شکلاتی از نوع دِراژه های فندقی داشته باشد. رایحه ای تلخ ادویه ای و شیرین ملایم شکلاتی که کمی حالت سوخته دارد اما واقعا خوشبو و عام پسند است. مناسب تنپوش آقایان در روزهای سرد با ماندگاری تقریبا خوب روی لباس و راضی کننده روی پوست و پراکنش متوسط تا ضعیف در باتل زیبا و برجسته کاری شده. عاشقان عطر لالیک انکر نویر، این عطر مورد پسندشان خواهد بود.
پ ن: برچسب قیمتی برای ماندگاری و پراکنش شاید راضی کننده نباشد بخصوص برای نسخه های جدید، فلذا حتما قبل از خرید روی پوست و پوشاک تست کنید.
سپاس از همراهی بزرگواران.......
27 تشکر شده توسط : حسین رفیعی nazanin
دیشب داشتم کمد آرشیو قدیمی ام رو بررسی می‌کردم چندین عطر قدیمی آکبند دست نخورده پیدا کردم از آرشیوم که یکیش همین عطر تاباک بود. حس خوب واسه ایستای زمان که این 13 سال چگونه گذشت. 13 سال پیش این عطر رو خریده بودم و اصلا استفاده نکرده بودم. دو پاف اسپری کردم، اولش یکم تیز است اما یک دقیقه بعدش خیلی نرم میشه، تیزآبی از زنجبیل و فلفل در بستری از سدر و‌ مشک و پچولی آمیخته می‌شود تا یه رایحه‌ای چوبی نیم ادویه‌ای را مهیا سازد. رایحه خوب است اما اونی نیست که برای همگان خوشایند باشد.این عطر در مقابل عطرهای دیگری که با نام تاباک در آرشیوم دارم، قدرتمند نیست چه در رایحه و چه در پرفورمنس. آن زمان هم نمی‌دونم چرا اینو خریدم یا شاید بخاطر اینکه عطرهای تنباکویی جدیدی نداشتم اینو خریدم.
به نظرم یه عطر خوب وقتی ما باهاش می‌تونیم ارتباط بگیریم و همینطور افراد پیرامون هم باهاش ارتباط میگیرن، دیگه وسوسه ی استفاده ی مداوم در هر فصل مختص خودش را ایجاد می‌کند. این عطر هم با اینکه مناسب پاییز و زمستان است اما من در 13 سال پیش برای پاییز و زمستان از همون اجمل شادو مردانه و اجمل شادو 2 مردانه و سپیل آدام فور اور استفاده می‌کردم چراکه واقعاً خیلی بازخورد آفرین بودند. هم قیمت کمی داشتند و هم اینکه عطر مخفی بودند یعنی اصلا کسی اونا رو نمی‌شناخت اون سالها. و همین باعث سکرت موندن اون عطرها می‌شد.
کیفیت خوب در رایحه، مناسب تن‌پوش آقایان در روزهای سرد با ماندگاری و پراکنش متوسط در حجم 50 میلی لیتر.
سپاس از همراهی بزرگواران....
26 تشکر شده توسط : nazanin محمدعرفانی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2007 - 2025 Atrafshan